|
ّّّّطوفانی ها...
آنجا که چشمان مشتاقی برای انسان اشک میریزد زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.
| ||
|
مادر یعنی به تعداد همه روزهای گذشته تو ، صبوری مادر یعنی به تعداد همه روزهای آینده تو ، دلواپسی مادر یعنی به تعداد آرامش همه خوابهای کودکانه تو ، بیداری مادر یعنی بهانه بوسیدن خستگی دستهایی که عمری به پای بالیدن تو چروک شد مادر یعنی بهانه در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر همه سالهای دلتنگی تو بود مادر یعنی باز هم بهانه مادر گرفتن............................. روز مادرو به تموم مادرای گل دنیا مخصوصا مامان خودم که بیشتر از همه دنیام دوستش دارم تبریک میگم.... مامان گلم خیییییییییییییییییییییلی دوستت دارم .... عاشقتم.... [ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 6:9 PM ] [ مهناز ]
سلام اميدوارم حال اون معدودي كه با اينكه خودم خيييييييلي كم ميام نت بازم ميان و بهم سر ميزنند خوب باشه.. منم خوبم....يعني هنوز زنده ام!!!!!! حدود دو ماه ديگه تا كنكور مونده...و من همچنان نا اميد چشم طمع دارم به سال ديگه!!!! داداشي ميگه دانشگاه قبول شدن مثه يه قيف وارونه اس بدبختي من كه ميدونم وقتي قبول شدم قيفه رو بازم وارونه ميكنه!!!!! هيچي ديگه...همين... واسم دعا كنيد.. ياعلي
[ چهارشنبه 30 فروردین1391 ] [ 7:50 PM ] [ مهناز ]
"به نام خدایی که در این نزدیکی است..."
نو بهار است در آن کوش که خوش دل باشی چه بسا گل بدمد باز و تو درگِل باشی من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش که تو خود دانی اگر زیرک وعاقل باشی چنگ در پرده همین میدهمت پند ولی وعظت آنگاه کند سود که قابل باشی در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است حیف باشد که زکار همه غافل باشی نقد عمرت ببرد غصه ی دنیا به گزاف گر شب وروز دراین قصه ی مشکل باشی گرچه راهی است پرازبیم ز ما تا بردوست رفتن آسان بود ار واقف منزل باشی حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد صید ان شاهد مطبوع شمایل باشی
سلام ""عیدتون مبارک"" امیدوارم سال خوبی رو در پیش داشته باشیم هممون... سر سفره هفت سین ، موقع تحویل سال حتما دعام کنید... امسال قراره هرکی ماهی سر هفت سین رو دید یاد من باشه...! دعا کنید این کنکور لعنتی رو قبول شم!! خودم ضعف اعصاب گرفتم دیگه!!! میگن عید همش باید درس بخونیم...البته واسه خودشون میگن!! کی میشنه عید درس بخونه آخه!!! ببخشید اگه خیلی کم میام ایشالا بعد کنکور جبران میکنم.. یادتون نره...خیلی دعام کنید...
یاعلی
[ پنجشنبه 25 اسفند1390 ] [ 10:58 AM ] [ مهناز ]
هیچکس حرف آن ملایی را که می گوید ، " موسیقی حرام است" ولی اصلا نه در عمرش موسیقی شنیده!! و نه اگر بشنود می فهمد ، گوش نمی دهد... ای کسی که می گویی « غنا» حرام است ، اصلا تو می فهمی « غنا » چیست ؟ ما می بینیم که پیغمبر اسلام در ۲۳ سال رسالتش ، اسلام و تمام احکام و عقایدش را در همان سال اول مطرح نکرد ؛ به تدریج مطرح کرد : اول مسئله توحید را طرح کرد و تا ۳ سال هیچ کلمه دیگری بر آن اضافه ننمود : (( قولوا لا اله الا الله تفلحوا )) خوب ، نماز چیست ؟ هنوز نمی خوانند روزه چیست ؟ هیچ!! حج ؟ اصلا ندارد!!! زکات ؟ اصلا قید و بندی ، حدودی ، عملی ؟ اصلا یک چیز فقط فکری است همین است که بتها را در ذهنشان و اعتقادشان نفی کنیم و به خدا معتقدشان کنیم. بنابر این کسانی که در ۳ سال اول مسلمان شدند و به توحید معتقد شدند و مردند ،احتمالا « شرابخوار » بودند ، « نماز نخوان » ، « روزه نگیر » ، « حج نکن » ، و .... بودند بعد از اینها در سال هفتم ، هشتم حجاب مطرح می شود ؛ یعنی بعد از هجده ، نوزده ،بیست سال کار روی مردم حجاب را مطرح می کند. همچنین مسأله شراب مطرح می شود. شراب را چگونه طرح می کند ؟ از همان مکه نمی گوید که آهای مردم ، آهای ملت ، آهای عرب ها ، " تا به توحید معتقد می شوید ، باید دیگر تمام کارهایتان راست و ریست باشد"
نه !
کی ؟ در سال های آخر بعثتش مسأله شراب را مطرح می کند . محمد (ص) گفت: ((فیهما اثم کبیر و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما)) یعنی گناه دارد و نیز برایتان منفعتی دارد ؛ اینطور نیست که من آدم متعصبی باشم ، ارزشش را ندانم و نفهمم ؛ نخیر ، قبول هم دارم ، درست ! اما زیانش بیشتر است شنونده در برابر چه کسی قرار می گیرد ؟ یک آدم روشنفکر که شعور دارد ، تعصب ندارد و شراب را ، به صورت تابویی ، جنی ، غولی نجس ، و متا فیزیکی و غیبی تلقی نمی کند ؛ اما به خاطر اینکه زیان های اجتماعی و انسانی زیاد دارد ، در عین حال که منافعش را هم قبول دارد و می شناسد ، نفی اش می کند . آدم حرف او را گوش می دهد ؛ اما هیچکس حرف آن ملایی را که می گوید ، " موسیقی حرام است" ولی اصلا نه در عمرش موسیقی شنیده!! و نه اگر بشنود می فهمد ، گوش نمی دهد ای کسی که می گویی « غنا» حرام است ، اصلا تو می فهمی « غنا » چیست ؟ اصلا تو این را که این موزیک حماسی است یا ملی است یا علمی است ، تشخیص می دهی ؟! موسیقی هزار شعبه دارد ، تاریخ دارد ، نقش های گوناگون دارد ، بنابراین وقتی که تو فتوا می دهی « حرام است » ، هیچکس گوش نمی کند ؛ برای اینکه تو× نمی فهمی× که چیست....""
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ 10:32 PM ] [ مهناز ]
دلم بشکنه حرفی نیست...
حقیقت رو ازت میخوام...
بهم راحت بگو میری،حالا که سرده رویاهام...
نمیدونم کجا بود که ، دلت رو دادی دست اون...
خودت خورشید شدی بی من،منم دلتنگی ِ بارون...
یه بار فکر منم کن که دلم داغون ِ داغونه...
تو میری عاقبت با اون که دستات خالی میمونه...
دلم بشکنه حرفی نیست...
فقط کاش لایقت باشه ، میرم از قلب تو بیرون که عشقش تو دلت جا شه...
دلم بشکنه حرفی نیست...
اگه تو یار و همراهشی،ولی میشد بمونی و کمی هم عاشقم باشی...
نمیدونم کجا بود که دلت رو دادی دست اون... خودت خورشید شدی بی من،منم دلتنگی ِ بارون...
همه فکرش شده چشمات ، گاهی دستات رو میگیره یه وقت تنهاش نذاری که مثه من میشه ، میمیره...
دلم بشکنه حرفی نیست...
فقط کاش لایقت باشه...میرم از قلب تو بیرون که عشقش تو دلت جا شه... پ.ن:آهنگش از مازیار فلاحیه...خیلی دوست دارم این آهنگ رو... بعدا نوشت:دوستان یادم رفته بود نظر خواهیم رو فعال کنم...از قصد تاییدیم برنداشته بودم!!!!!! خودمم وقتی آمار تایید نشده ها رو دیدم چونه ام داشت زمین رو جارو میکرد!!!!! [ دوشنبه 10 بهمن1390 ] [ 11:10 PM ] [ مهناز ]
|
||
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||